لذّت تفریح

خرید بک لینک

عروسی دعوت بودیم خیلی هم خوش گذشت. بهترین چیزش این بود که توی حال و هوای خودم بودم . یهکم توی باغ میگشتم. با بچّهها بازی میکردم. گاهی با بقیه دستهجمعی لُری میرقصیدم. و . . .

امّا همیشه تفریح کردن و شاد بودن به این سادگی نیست. مثلاً یک ملخ دیدم ، حدود بیست دقیقه دنبالش میرفتم و تماشاش میکردم و ذوق میکردم. تا اینکه یک دخترخانم نیموجبی که لباس عروس هم پوشیده بود، اومد، یک نگاه به ملخ کرد، یک نگاه به من کرد، بعد پاشو گذاشت روی ملخ لِهش کرد و رفت .

تفریح کردن ، واقعاً سخت شده

نهمین ...

ما را در سایت نهمین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 184 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 5:29

صفحه بندی